ربط ما چیست؟ سهم ما چیست؟

ربط ما و تحصیلکرده های ما در تولید احتیاجاتمان و پیشبرد مردم و جامعۀ ایران چیست؟ سهم ما و تحصیلکرده های ما از امکانات، منابع و بازار رقابت موجود در کشورمان چیست؟

مذهبی بودن (یا نبودن) و فرهنگ (یا حزب و گرایش و ایسم) باعث موفقیت اقتصادی نمیشود. گسترش زیرساختها، رونق صنایع، پرورش مهارت نیروی کار، حفظ بازار تقاضا و انباشتن سرمایه باعث موفقیت اقتصادی کشور میشود.

به این دلیل از اصلاح طلبان، اصولگران و غیره و مسئولین دولتمان باید بپرسیم که برنامه هایشان برای گسترش زیرساختها، رونق صنایع بومی، پرورش مهارت نیروی کار، حفظ بازار تقاضا برای تولید کنندگان بومی و انباشتن سرمایه های خصوصی و بودجۀ دولت چیست؟

بسیاری از افکار و تبلیغات رسانه های بین المللی و متاسفانه عمده صاحبنظران بومی ما، اقتصاد ناموفق و عقب افتاده بودن اجتماع ایران (و اغلب کشورهای اسلامی) را بحساب مذهب اسلام و فرهنگ این جوامع میگذارند.  در واقع آنها با این بحث ما را بدنبال نخود سیاه فرستاده اند، و توجه ما را از ریشه های ملموس مشکلات و راه حلهای عملی منحرف کرده اند.  
چون همانطور که میدانید پدیده هائی مثل فرهنگ و مذهب نمادهای فرا-فیزیکی جوامع بشری هستند که تنها در ارتباط پیدا کردن با اهداف فیزیکی
 (مثبت یا منفی) خواص کمکی یا غیر-کمکی خود را نشان میدهند
یعنی وقتی مذهب و فرهنگ به اهداف فیزیکی مربوط نشوند در حد مراقبه یا تمرینهای فکری و مراوده ای عمل میکنند و تغییری در زندگی فیزیکی ما (و یا بالا بردن یا پائین آوردن) رتبه اجتماعی شخص یا کشور بوجود نیمآورند.  

(عکس majidabsalan) ولی تاریخ باستان به ما نشان داده که بوجود آمدن اقتصادی موفق توسط مردم مسلمان نه تنها امکانپذیر میباشد، با درخشندگی میتواند انجام بشود. اشاره ام به بیش از دویست سال از دوران طلائی اسلام است. در آن دوران سرزمینهای تحت سلطۀ عباسیان (اغلب با مدیریت ایرانیان مسلمان) اقتصاد عظیم و موفقی داشتند، و بسیاری از تجار مذاهب یهودی و مسیحی به جهت ما متمول و موفق شدند.


در سرزمین پربرکتِ آن زمان، این مردم مسلمان بودند که عمدۀ علوم پایۀ دنیا را کشف، تحقیق و پایه گذاری کردند - در طب و بهداشت عمومی، اموزش و پرورش، فرهنگ، ریاضیات، شیمی، فیزیک، کشاورزی، نجوم، تجارت، هنر، کشورداری و و و. و با جذب کردن این گنجینه ها و موفقیتهای علمی و مردمی بود که دورۀ رونسانس در اروپا پایه ریزی شد.


ولی یکی از دلایل اصلی که شکوفائی آن دوران طلائی را ممکن کرد این بود که طی قرنهای پیش از آن، ساسانیان و هخامنشیان (و دیگر اقوام و حکومتهای پیش از اسلام) زیرساختهای لازم را در آن سرزمینها پرورانده و گسترش داده بودند.  زیرساختهای نرم و سخت لازم آن زمان برای ادارۀ موفق کشوری وسیع، برای بوجود آمدن سنت احترام به جان و مال مردم و اقوام مختلف، برای تولید، توزیع و فروش محصولات کشاورزی و کالاهای ساخته شده، زیربناهای لازم برای پرورش هزاران صنعتگر، کشاورز، هنرمند، سیاستمدار و جنگجوی ماهر، و ساختن سد و پل و جاده و کاروانسرا و سیستمهای مدیریت اقتصادی، کشورداری، پولی و معماری، آبرسانی و کشاورزی، یا زیرساختهای لازم برای ارتباط و همکاری با دولتهای دیگر در ایجاد امنیت تجارت و سفر در جاده ها.

به جزئیات این نقش از بشقابی از زمان ساسانیان (اکنون در موزه ای در ژاپن است) توجه کنید. هر جزئی گویای بخشی از صنعت، مهارت و علم و هنر، تولید و کار و کسب و تجارت، بازار تقاضا برای ارزش اضافه، قوانین و سنت ووو آن زمان است. صنایع اصلی و کسبهای جانبی مربوط به چرم سازی، تعلیم و نگه داری از حیوانات، فلزکاری، و جواهر سازی ووو. و متبلور شدن هر یک از این بخشها و مهارتها گویای وجود داشتن زیرسازه های لازم برای پرورش آن بخشها در جامعه آن زمان است.

وجود چنین زیربناهای گسترده ای بود که به حکمرانان عباسی آن امکانِ طلائی را داد که، با اضافه کردن اصول اسلامی بر پایۀ آن زیرسازه های آماده برای بهره برداری، بتوانند شکوفائیِ تمدنی جدید و اقتصادی موفق را بین اقوامی بسیار متفاوت بسرعت گسترش دهند.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

ترفندهای مدرن استعماری - چگونه با وامهای کلان مردم ما را مقروض میکنند، ولی پول و منفعت را خود میبرند.

نویسندۀ یکی از کامنتها لطف کرده و گفته بودند: "توسعه مبنی بر زیرساخت راخواندم. نمونۀ یک پروژه در ایران که با فشار بانک جهانی تصویب و اجرا شده هم بیاورید."

برای اینکار، ترجمۀ قسمتی از یکی از سخنرانیهای نویسندۀ آمریکائی، جان پرکینز را، که روی یک ویدیوی کارتونی گذاشته شده (لینک در آخر مقاله) براتون عرضه میکنم. این کارتون رابطۀ بین بانکهای بین المللی، شرکتهای بزرگ، منابع خام کشورهای با اقتصاد ناموفق، و افزایش جنگ و تروریزم در جهان را بصورت جمع و جوری، از زبان مردی که خود یک "هیتمن اقتصادی" بوده تعریف میکند. توضیحهای پرکینز روشن میکند که این یک سیستم نَصَّق کشیدن و کلاهبرداری برای خالی کردن ثروت از کشورها است؛ در عین حالیکه حواس بیشتر ما را با حرفهائی از قبیل دمکراسی، انرژی اتمی، امنیت منطقه، بازار آزاد و و و پرت کرده اند.  
لینک زیر لیست پروژه های است که دولتهای مختلف در ایران (از سال 1957 تا 2005) به بانک جهانی و شرکتها و پیمانکاران تائید شدۀ آن داده اند- 
http://www.worldbank.org/projects/search?lang=en&searchTerm=&countrycode_exact=IR
(روی عنوان کلیک کنید برای ادامۀ مطلب)


"ایالات متحده بیش از 87 میلیارد $ خرج جنگ عراق کرد. در حالیکه برآوردهای سازمان ملل نشان میدهند که با کمتر از نیمی از این مبلغ میتوانستیم آب تمیز، تغذیه مناسب، خدمات بهداشت، و آموزش عمومی برای هر فرد در سیاره زمین فراهم کنیم. من مسئولین را حساب پس بده در مقابل مردم میدانم."

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

ربط ما چیست؟ 5.3# - برنامه ریزی موفق هند در 30 سال بعد از انقلاب 1948 و ساختن زیربناهای نرم و سخت برای درگیر کردن مردم و سرمایه داران بومی در پروسۀ رشد.

بعد از جنگ جهانی دوم، اغلب دولتهای با اقتصاد ناموفق (جهان سوم) با نیازها و چالشهای مشابهی در جستجوی راههائی برای مدرنیزه کردن و رشد اقتصادی جوامعشان بودند. در مقالات شماره 5.2 و 5.1 نگاهی کردیم به برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی ایران، که عموماً توسط "گروه هاروارد" و مشاورین شرکتهای بین المللی برای ایران طرحریزی شده بود و تحت رهبری محمد رضا شاه پهلوی در ایران پیاده شد. محمد رضا شاه پهلوی اعتقاد داشت که صنعت و مدرنیته را باید وارد کرد، و به این ترتیب دهها شرکت بین المللی و صدها مشاور خارجی برنامه های زیربنائی مانند ساختن جاده، سد، نیروگاه برق و سیستم آبرسانی، باضافۀ برخی از صنایع تولیدی مانند خودرو و کفش و یخچال سازی و دیگر کالاهای مصرفی را به همکاری عده ای از سرمایه داران ایرانی پیاده کردند.

 

ولی بعد از حدود 38 سال مشخص شد که عموماً استانهای حاشیه ای و دیگر مناطق غیر مرکزی روستائی و میلیونها ایرانی هنوز بدون زیرساختهای لازم برای صنعتی شدن و شغل آفرینی و یا احتیاجات اولیشان بسر میبردند. یعنی، دریافتیم که اگرچه برنامه های وارداتی مشاوران بین المللی بسیاری از اصول صنعتی و مدرن شدن را در بر داشتند، ولی طوری طرحریزی شده بودند که شرکتها و دول خارجی و قشر نازکی از ایرانیان از آن بهره های کلان برند، در صورتیکه جلوی شرکت اکثریت مردم، صنعتگران و کشاورزان ایران  در فعالیتهای تولیدی و کسب مهارتهای مدرن گرفته شده بود. بازده این برنامه ریزی شوم هم شورش آن اکثریت محروم و عقب نگه داشته شده و سقوط سلسلۀ پهلوی و فرار شاه از ایران بود.

 

در این پست نمونۀ موفقی از برنامه ریزی در جهتِ صنعتی و مدرنیزه کردن اکثریت مردم و مناطق یک کشور را مرور میکنیم. این برنامه ریزی توسط گروههای مقاومتی از سرمایه داران، تحصیلکرده ها و سیاستمداران متعهد هندی، که قبل و بعد از استقلال 1948 فعال بودند، طرحریزی شد. در طی سی سال اول بعد از استقلال، این گروهها برنامه های پنج سالۀ هند را طوری طرحریزی کردند که باعث تشویق قشرهای عظیم و مختلفی از مردم میلیاردی هند در شرکت در فرایند آموختن و صنعتی کردن کشورشان شد. برای درگیر کردن مردم در این پروسه، دولت مرکزی هند امکانات، آگاهیها، زیرساختها و منابع موجود در کشور را، با یک برنامه ریزی علمی در چهارگوشۀ هند و بین اکثر مردم خود پخش کرد، و با حفاظت از بازار داخلی خود از هجوم واردات خارجی، به تولید کنندگان تازه جوانه زدۀ خود امکان آموختن، شکوفائی و تولید محصولات داخلی و قابل رقابت با تولیدات خارجی را داد.

انقلاب سبز در کشاورزی  دهۀ 1960 هند

بازده این برنامه ریزی موفق و مقاومتی بعد از سی سال: بوجود آمدن یک قشر بزرگ نیروی کار با مهارتهای مدرن، بوجود آمدن صنایع بزرگ بومی، رونق گرفتن میلیونها کسب و کار کوچک و متوسط و جانبی، شغل آفرینی و تولید ملی در همۀ بخشهای اقتصادی توسط صنعتگران و کشاورزان بومی و بالا رفتن حس اعتماد به نفس و افتخار در مردم میلیاردیش در سی سال اول بعد از انقلاب بود.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

آیا چیزیهائیکه اعتقاد داریم تبلیغات آنها و دلخواسته های ماست، یا واقعاً واقعیّات ملموس زندگی و کسب و کارِ اکثریت مردم در کشور ماست؟

در دنیای امروزمحدود کردن تحلیل مشکلات به ریشه های داخلی و بومیِ قضایا فایده ای ندارد بغیر از عقب ماندن از آگاهیهای بروز و نیآموختن در مورد سیستمهای خشنِ اقتصادی-سیاسی جهانی، که بر ما تحمیل شده اند!

 

بله، برقرار کردن یک رابطۀ رد و بدلی صحیح یا "بُرد-بُرد" با نمایندگان صنعت، شرکتها، سرمایه و حکومتهای خارجی اهمیّت حیاتی برای همۀ ملتها و کشورهای جهان دارد. ولی اگر معیار ایجاد کردن این ارتباطها یک برنامه ریزی علمی برای بالا بردن اعتبار و کارآئی اکثریت مردم و رونق صنایع بومی مان نباشد، بدون شک ما و دولتهای ما به سرعت توسط این سیستمها و افراد سیر-نشو، پُر زور و پُر پول بلعیده خواهیم شد؛ وضعیتی که برای ما و کشورهای همسایه و دیگر کشورهای با اقتصاد های ناموفق (کشورهای جهان سوم) در صد سال گذشته متداوم بوده است.
یعنی اگر در هنگام مذاکرات با این افراد و سیستمها، ما بدنبال رسیدن به اهداف برنامه های کوتاه و بلند مدت کشور خود نباشیم، مذاکرات و رد و بدلهای ما تبدیل  میشوند به عکس العملهای دفاعی برای بدر بردن جان خود در مقابل هجوم درخواستهای تمام نشدنیِ آنها. مثل اینکه بدون اینکه بدونیم چی برای خونه لازم داریم، با یک جیب پُر از پول بریم به "مال" برای خرید و گیر یک عده فروشنده خبرۀ ناقلا بیافتیم! 

یعنی، چون ما برنامه برای خودمون نداریم دلیل نیست که آنها برای ما برنامه نداشته باشند. نداشتن یک برنامۀ پژوهش شده و علمی برای تبدیل کردن اکثر ایرانیان و ایران به یک جامعۀ با اقتصاد موفق باعث میشود که در مذاکرات، دولتمردان ما قادر باشند که تنها یک نوع عکس العمل به برنامه ها و شرایط استعماری بانکهای جهانی و سازمان تجارت آزاد داشته باشند، چشمهای خود را بر روی فقر، بی آبی، بیکاری و دهها مشکلات حل شدنی کشور ببندند، و در مقابل تهدید ها و تحریمهای آنها فقط جان خود و ملت را بدر ببرند.

بله، در چندین دهۀ گذشته برنامه های اقتصادی-استعماری تحمیل شده توسط بانکهای بین المللی ما را  مجبور کرده که آیندۀ مملکت را به شرکتهای متمول بین المللی بفروشیم، عمدۀ تولید بومی را بخوابانیم، میلیونها ایرانی را بیکار کنیم و پول و بازار تقاضای داخلیمان را دو دستی تقدیم کنیم به تولید کنندگان کالاهای وارداتی و گیرندۀ بهره های سرسام آور وامهای باصطلاح "رشد"- یعنی نهایتا نه جانی برای اغلب ما باقی مانده و نه مالی!

(لینک زیر لیست پروژه های مقاطعه شده از طرف دولتهای مختلف ایران (از سال 1957 تا 2005) به بانک جهانی و شرکتها و پیمانکاران تائید شدۀ آن است: 

http://www.worldbank.org/projects/search?lang=en&searchTerm=&countrycode_exact=IR )

عجیب است که این حقایق روزمرۀ جلوی چشممان هنوز برای عده ای ملموس نیست! شاید بدلیل این است که در ذهنشان ایران 80 میلیونی را به محیط کار و زندگی خود و نزدیکانشان محدود کرده اند. مثلا ببینید چطور یک خواننده تمام آگاهیهای منطقی خود در مورد جامعه مان (مانند بیکاری روزافزون، بسته شدن صنایع، حذف هزینه های عمرانی دولت، و یا ازدیاد جرائم و اعتیاد و فساد) را به یکباره کنار گذاشته، و باور کرده است وقتی به او گفته بودند که تجارت آزاد و تعدیل اقتصادی برای ما 1) فضای باز و سالم کسب و کار، و، 2) بازار رقابت کامل میآورد، ... و باور کرده بود وقتی به او گفته بودند که تجارت آزاد و تعدیل اقتصادی برای ما دسترسی به فرصتهائی از قبیل: 3) سرمایه های خارجی، 4) فناوریهای پیشرفته غرب، و 5) و بازارهای بین المللی را امکانپذیر میکند... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

نبودن زیرساختهای محوری (برای صنعت، آب، برق، امنیت و و و) در مناطق غیر مرکزی دلیل مهاجرت میلیونها- رشد مبنی بر زیرساخت.

اهمیت مسئلۀ زیرساخت برای زندگی و کسب و کار و امنیّت روزانۀ مردم، و کمبود شدید و تاسف آور این زیرساختهای محوری در سراسر و همۀ امور کشورمان باید مورد توجه ما باشد. بگفتۀ سازمان ملل، از هر 4 ایرانی 1 نفر- یعنی بیش از 18 میلیون ایرانی در حاشیۀ شهرهای مرکزی ما زندگی میکند. (البته هضم این عدد برای من مقداری مشکل بود. به این دلیل خودم سرچ کردم و تعدادی از منابع را در قسمت کامنت این مقاله گذاشته ام. ) سوال این است که چرا مهاجرت؟ چرا میلیونها مهاجر راضی میشوند که خانه و محله ای که در آن بدنیا آمده و به آن خو داشتند در چنین ترکِ دردناکی پشت سر بگذارند و با زن و بچۀ خود، مثلاً، در حاشیه شهر تهران در وضعیتهای اسفناکی که دیده ایم بسر ببرند؟

دلیل کوچ اکثر قریب به اتفاق این (در واقع) پناهندگان بومی در دسترس نبودن زیربناهای محوری (آب، برق، امنیّت و صنعت) در شهرها، روستاها و محل زندگیشان بوده است. (خدا را شکر هنوز جنگهای درون مرزی و بمباران شدن دلیل اصلی کوچ ایرانیان نبوده است. خدا بدور!) 

و مورد تاسف دیگر این است که یکی از دلایل مهم بی توجهی به این اصل ساده (ساختن زیر ساختهای محوری در اقصانقاط کشور) فشارهای بانک جهانی و شرکتهای بزرگ و بین المللی به دولت و دست اندرکارهای ما برای تصویب پروژه های عظیم بدون شامل کردن احتیاجات مردم در این پروژه ها بوده است.
مثلا، طرح ساختن سد میلیاردی تصویب شده، بودجۀ ساختن تسهیلات برای رساندن  برق و آب به کارخانۀ استخراجی در محل تائید شده، برق اضافه هم قرار است صادر شود (همش خوب!). ولی در طرح یا بودجۀ تصویب شده صحبتی از بومیسازی تسهیلات زیربنائی برای توزیعِ آب و برق، ساختن زیرساختهای صنعتی برای تولید شغل و راه انداختن کشاورزی در دهات و شهرهای منطقه و برای استفاده مردم و کسبۀ محلی نشده است.
ولی ما مجبور نیستیم که به این فشارهای وحشیگرانه صد در صد تن در دهیم؛ همچنانکه عده ای از کشورهای با اقتصاد موفق بی سر و صدا راهکارهائی در جهت توسعۀ زیرساختها برای زندگی مردم و کسبه بومیشان پیدا کرده و با موفقیّت آنها را پیاده کرده اند. 

هیچ جامعه ای بدون ساختن زیربنا برای زندگیِ روزمرۀ مردمش پیشرفته بحساب نیآمده است.

در مورد این راهکارها، محققین نامبرده در مقاله ای که اینجا ترجمه اش را برایتان میآورم توضیح داده اند که:
https://en.wikipedia.org/wiki/Infrastructure-based_development 

"اقتصادهائی که در مورد زیرساخت زرنگ و دانا هستند" از جمله نروژ، سنگاپور و چین، بخشهائی از اصول نئوکلاسیک "ارتدکس مالی" را که توسط "اجماع واشنگتن" اعمال میشود را رد کرده اند، و بجای آن یک مسیر توسعه پراگماتیستی برای خود پیش گرفته اند. این مسیر توسعه پراگماتیستیِ [بی سر و صدا] بر اساس سرمایه گذاری دولتی در پروژه های زیربنایی استراتژیکی پایدار و در مقیاس بزرگ بوده که بی سر و صدا پیاده شده است: "کشورهای موفقی مانند سنگاپور، اندونزی و کره جنوبی هنوز مکانیسم تعدیل اقتصادی سخت و خشنی که بطور ناگهانی توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهان در سالهای بحران آسیا (1997-1998) به آنها تحمیل شد را بخاطر میآورند، [...] ولی آنچه را که آنها در 10 سال گذشته به دست آورده اند نیز بسیار قابل توجه است: آنها بی سر و صدا با سرمایه گذاری گسترده در پروژه های زیربنایی، "اجماع واشنگتن" را رها کردند [...] این رویکرد عملگرایانه بسیار موفق بود."

 عکس زیر: زیرساخت طیف بزرگی از سرمایه های ملی را شامل میشود.تاسیسات زیرساختی از جمله تصفیه و پخش آب، تولید نیرو از طریق باد، جاده ها، تاسیسات پخش برق، تاسیسات تولید برق و فرودگاه.

 

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

دغدغۀ 40% بیکاری در ایران و وارد کردن کارگر و تحصیلکردۀ ارزان خارجی

بعضی از نشریات شکایت میکنند که، درصورتیکه بیش از ۴۰% از نیروی کار بومی در ایران بیکار هستند، شرکتها و کنتراتچیهای بزرگ خارجی و داخلی کارگر و کارفرماهای غیر بومی/غیر ایرانی وارد و استخدام میکنند. فکر میکنید این بدلیل قوانین مقررات زدائی ماست، یا تنبلی کارگر و مهندسین ایرانی، یا کارآ و ارزان بودن نیروی کار چینی، یا بدلیل رشوه دادن و رانت خواری دلالان اقتصادی است؟
واقعیات تجربه شده دهۀ گذشته به ما نشان داده اند که، خصوصی کردن پروژه ها، بنگاهها و منابع مردم و مناقصۀ آن به شرکتهای بزرگ و خارجی بدون داشتن مقررات و استانداردهای لازم برای نظارت بر کسب و کار، نظارت بر روابط کارکن و صاحبکار، نظارت بر حفاظت محیط زیست، نظارت بر وارد و خارج شدن پول، کالا و تعرفه از کشور، و و و ... باعث صدمات وسیع و عمیق در همۀ امور زندگی و کسب و کار مردم و اداره کشور شده است.  

(لینک زیر لیست پروژه های مقاطعه شده از طرف دولتهای مختلف ایران (از سال 1957 تا 2005) به بانک جهانی و شرکتها و پیمانکاران تائید شدۀ آن است: 

http://www.worldbank.org/projects/search?lang=en&searchTerm=&countrycode_exact=IR )

  
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

در مذاکراتش با IMF و WTO، ولت چین شرط فعالیّت شرکتهای خارجی در چین را استخدام کارگر و تحصیلکردۀ بومی و چینی تعیین کرد!

صحبت از "راهکار" نشان دادن بسیار است. در این مقاله نگاه کوتاهی میکنیم به شرایط و تصمیمات دولت چین برای فعالیت شرکتهای خارجی در چین و مذاکرات با سازمانهای WTO و IMF. چین روابطش با (WTO و IMF) صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت آزاد و شرکتهای بین المللی را به تدریج از دهه های 1980 و  1990 (اواخر دهۀ 1350) شروع کرد. این زمانی بود که چین برای مدرنیزه کردن خود و رشد و اصلاحات داخلی به وامهای عظیم و تکنولوژی موجود در غرب محتاج شد. 

دولتمندان چین شرایط خود را در جلسات مذاکره و امضاء کردن توافقنامه ها با موفقیت به معامله گذاشتند و "نگوشیئیت" کردند - معامله روی پیش بردن منافع و اهداف رشد مردم و سازندگی چین - در مقابلِ -  سود بردن شرکتهای خارجی از فعالیت در چین بود. بر اساس آن توافقها، حدود سی سال است که شرکتهای بزرگ و خارجی ثروتها و منافع عظیم از سرمایه گذاری و فعالیت در چین بدست آورده اند، و در مقابل، صنعت و کشاورزی و سرمایه داران چینی شرکتهای عظیم بوجود آورده اند، کالاها همراه با سیاستهای چین در دنیا پخش شده، و نیروی کار چین (کارگر و تحصیلکرده) بطور مداوم مشغول کار بوده، در انواع پروژه ها در سطحهای مختلف تکنولوژی کار کرده و در نتیجه دائم بهتر، ماهرتر و فنی تر شده است. امروزه بسیاری  از نیروی کار چینی استانداردهای بالای عملکردی پیدا کرده، و فرهنگ کار (یعنی دیسیپلین محیط کاریِ) مطابق با الزامات امروزه در هر گونه پروژه ای فعال هستند. این نمونه ای از توافقهای دولتمندان چین با شرکتهای خارجی در چین و مذاکرات با سازمانهای WTO و IMF است:

استخدام مردم چینی:   "تکنسین ها، مدیریت پرسنل و کارگران ماهرِ مورد احتیاج شرکتهای-با-سرمایۀ-خارجی باید از کسانیکه توسط شریک چینی توصیه میشوند، یا از طرف مقامات چینی آن صنعت توصیه میشوند، یا از دانشجویان و فارق التحصیلان دانشگاهها، پلی تکنیکها و دانشکده های فنی چین، یا عموم مردم چینی برگزیده و استخدام شوند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین