ربط ما چیست؟ سهم ما چیست؟

ربط ما و تحصیلکرده های ما در تولید احتیاجاتمان و پیشبرد مردم و جامعۀ ایران چیست؟ سهم ما و تحصیلکرده های ما از امکانات، منابع و بازار رقابت موجود در کشورمان چیست؟

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

ربط ما چیست؟ 5.3# - برنامه ریزی موفق هند در 30 سال بعد از انقلاب 1948 و ساختن زیربناهای نرم و سخت برای درگیر کردن مردم و سرمایه داران بومی در پروسۀ رشد.

بعد از جنگ جهانی دوم، اغلب دولتهای با اقتصاد ناموفق (جهان سوم) با نیازها و چالشهای مشابهی در جستجوی راههائی برای مدرنیزه کردن و رشد اقتصادی جوامعشان بودند. در مقالات شماره 5.2 و 5.1 نگاهی کردیم به برنامه های پنج سالۀ رشد اقتصادی ایران، که عموماً توسط "گروه هاروارد" و مشاورین شرکتهای بین المللی برای ایران طرحریزی شده بود و تحت رهبری محمد رضا شاه پهلوی در ایران پیاده شد. محمد رضا شاه پهلوی اعتقاد داشت که صنعت و مدرنیته را باید وارد کرد، و به این ترتیب دهها شرکت بین المللی و صدها مشاور خارجی برنامه های زیربنائی مانند ساختن جاده، سد، نیروگاه برق و سیستم آبرسانی، باضافۀ برخی از صنایع تولیدی مانند خودرو و کفش و یخچال سازی و دیگر کالاهای مصرفی را به همکاری عده ای از سرمایه داران ایرانی پیاده کردند.

 

ولی بعد از حدود 38 سال مشخص شد که عموماً استانهای حاشیه ای و دیگر مناطق غیر مرکزی روستائی و میلیونها ایرانی هنوز بدون زیرساختهای لازم برای صنعتی شدن و شغل آفرینی و یا احتیاجات اولیشان بسر میبردند. یعنی، دریافتیم که اگرچه برنامه های وارداتی مشاوران بین المللی بسیاری از اصول صنعتی و مدرن شدن را در بر داشتند، ولی طوری طرحریزی شده بودند که شرکتها و دول خارجی و قشر نازکی از ایرانیان از آن بهره های کلان برند، در صورتیکه جلوی شرکت اکثریت مردم، صنعتگران و کشاورزان ایران  در فعالیتهای تولیدی و کسب مهارتهای مدرن گرفته شده بود. بازده این برنامه ریزی شوم هم شورش آن اکثریت محروم و عقب نگه داشته شده و سقوط سلسلۀ پهلوی و فرار شاه از ایران بود.

 

در این پست نمونۀ موفقی از برنامه ریزی در جهتِ صنعتی و مدرنیزه کردن اکثریت مردم و مناطق یک کشور را مرور میکنیم. این برنامه ریزی توسط گروههای مقاومتی از سرمایه داران، تحصیلکرده ها و سیاستمداران متعهد هندی، که قبل و بعد از استقلال 1948 فعال بودند، طرحریزی شد. در طی سی سال اول بعد از استقلال، این گروهها برنامه های پنج سالۀ هند را طوری طرحریزی کردند که باعث تشویق قشرهای عظیم و مختلفی از مردم میلیاردی هند در شرکت در فرایند آموختن و صنعتی کردن کشورشان شد. برای درگیر کردن مردم در این پروسه، دولت مرکزی هند امکانات، آگاهیها، زیرساختها و منابع موجود در کشور را، با یک برنامه ریزی علمی در چهارگوشۀ هند و بین اکثر مردم خود پخش کرد، و با حفاظت از بازار داخلی خود از هجوم واردات خارجی، به تولید کنندگان تازه جوانه زدۀ خود امکان آموختن، شکوفائی و تولید محصولات داخلی و قابل رقابت با تولیدات خارجی را داد.

انقلاب سبز در کشاورزی  دهۀ 1960 هند

بازده این برنامه ریزی موفق و مقاومتی بعد از سی سال: بوجود آمدن یک قشر بزرگ نیروی کار با مهارتهای مدرن، بوجود آمدن صنایع بزرگ بومی، رونق گرفتن میلیونها کسب و کار کوچک و متوسط و جانبی، شغل آفرینی و تولید ملی در همۀ بخشهای اقتصادی توسط صنعتگران و کشاورزان بومی و بالا رفتن حس اعتماد به نفس و افتخار در مردم میلیاردیش در سی سال اول بعد از انقلاب بود.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین

آیا چیزیهائیکه اعتقاد داریم تبلیغات آنها و دلخواسته های ماست، یا واقعاً واقعیّات ملموس زندگی و کسب و کارِ اکثریت مردم در کشور ماست؟

در دنیای امروزمحدود کردن تحلیل مشکلات به ریشه های داخلی و بومیِ قضایا فایده ای ندارد بغیر از عقب ماندن از آگاهیهای بروز و نیآموختن در مورد سیستمهای خشنِ اقتصادی-سیاسی جهانی، که بر ما تحمیل شده اند!

 

بله، برقرار کردن یک رابطۀ رد و بدلی صحیح یا "بُرد-بُرد" با نمایندگان صنعت، شرکتها، سرمایه و حکومتهای خارجی اهمیّت حیاتی برای همۀ ملتها و کشورهای جهان دارد. ولی اگر معیار ایجاد کردن این ارتباطها یک برنامه ریزی علمی برای بالا بردن اعتبار و کارآئی اکثریت مردم و رونق صنایع بومی مان نباشد، بدون شک ما و دولتهای ما به سرعت توسط این سیستمها و افراد سیر-نشو، پُر زور و پُر پول بلعیده خواهیم شد؛ وضعیتی که برای ما و کشورهای همسایه و دیگر کشورهای با اقتصاد های ناموفق (کشورهای جهان سوم) در صد سال گذشته متداوم بوده است.
یعنی اگر در هنگام مذاکرات با این افراد و سیستمها، ما بدنبال رسیدن به اهداف برنامه های کوتاه و بلند مدت کشور خود نباشیم، مذاکرات و رد و بدلهای ما تبدیل  میشوند به عکس العملهای دفاعی برای بدر بردن جان خود در مقابل هجوم درخواستهای تمام نشدنیِ آنها. مثل اینکه بدون اینکه بدونیم چی برای خونه لازم داریم، با یک جیب پُر از پول بریم به "مال" برای خرید و گیر یک عده فروشنده خبرۀ ناقلا بیافتیم! 

یعنی، چون ما برنامه برای خودمون نداریم دلیل نیست که آنها برای ما برنامه نداشته باشند. نداشتن یک برنامۀ پژوهش شده و علمی برای تبدیل کردن اکثر ایرانیان و ایران به یک جامعۀ با اقتصاد موفق باعث میشود که در مذاکرات، دولتمردان ما قادر باشند که تنها یک نوع عکس العمل به برنامه ها و شرایط استعماری بانکهای جهانی و سازمان تجارت آزاد داشته باشند، چشمهای خود را بر روی فقر، بی آبی، بیکاری و دهها مشکلات حل شدنی کشور ببندند، و در مقابل تهدید ها و تحریمهای آنها فقط جان خود و ملت را بدر ببرند.

بله، در چندین دهۀ گذشته برنامه های اقتصادی-استعماری تحمیل شده توسط بانکهای بین المللی ما را  مجبور کرده که آیندۀ مملکت را به شرکتهای متمول بین المللی بفروشیم، عمدۀ تولید بومی را بخوابانیم، میلیونها ایرانی را بیکار کنیم و پول و بازار تقاضای داخلیمان را دو دستی تقدیم کنیم به تولید کنندگان کالاهای وارداتی و گیرندۀ بهره های سرسام آور وامهای باصطلاح "رشد"- یعنی نهایتا نه جانی برای اغلب ما باقی مانده و نه مالی!

(لینک زیر لیست پروژه های مقاطعه شده از طرف دولتهای مختلف ایران (از سال 1957 تا 2005) به بانک جهانی و شرکتها و پیمانکاران تائید شدۀ آن است: 

http://www.worldbank.org/projects/search?lang=en&searchTerm=&countrycode_exact=IR )

عجیب است که این حقایق روزمرۀ جلوی چشممان هنوز برای عده ای ملموس نیست! شاید بدلیل این است که در ذهنشان ایران 80 میلیونی را به محیط کار و زندگی خود و نزدیکانشان محدود کرده اند. مثلا ببینید چطور یک خواننده تمام آگاهیهای منطقی خود در مورد جامعه مان (مانند بیکاری روزافزون، بسته شدن صنایع، حذف هزینه های عمرانی دولت، و یا ازدیاد جرائم و اعتیاد و فساد) را به یکباره کنار گذاشته، و باور کرده است وقتی به او گفته بودند که تجارت آزاد و تعدیل اقتصادی برای ما 1) فضای باز و سالم کسب و کار، و، 2) بازار رقابت کامل میآورد، ... و باور کرده بود وقتی به او گفته بودند که تجارت آزاد و تعدیل اقتصادی برای ما دسترسی به فرصتهائی از قبیل: 3) سرمایه های خارجی، 4) فناوریهای پیشرفته غرب، و 5) و بازارهای بین المللی را امکانپذیر میکند... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سهیلا شاکرین